تبليغاتX
موسسه فرهنگی ادبی حامیان شعر گناباد
انجمن ادبی اندیشه سپید سابق( ثبت77 )

((شعر سپيدترين ابريشم آرزوها و گيسوانِ رها در باد است))

مؤسسه فرهنگي ادبي حاميان شعر گناباد

به عنوان يكي از مجريان رسمي نشست هاي فرهنگي ادبي با موضوع شعر افتخار دارد در ادامه فعاليتهاي فرهنگي ادبي خود در شهرستان گناباد با هدف ارتقاء سطح دانش و بينش عمومي شاعران و علاقمندان و اعتلاي فرهنگ ايراني و اسلامي از بين علاقمندان به جلسات زير ثبت نام نمايد:

1-          جلسات نقد و بررسي شعر و داستان

2-          برگزاري كارگاه هاي تخصصي اصول مقدماتي شعر و داستان

·       همراه با اردوهاي فرهنگي و آموزشي و كلاس هاي فوق برنامه

·       با حضور اساتيد دانشگاه و شاعران جوان

·       ويژه خواهران و برادران بدون شرايط سني

·       مدارك ثبت نام (يك برگ فتوكپي شناسنامه + يك قطعه + فرم ثبت نام)

علاقمندان مي توانند روزهاي دوشنبه و چهارشنبه هر هفته از ساعت 16 تا 20 به دفتر اين مؤسسه واقع در خيابان شهيد شوريده – شوريده 10 (كوچه اداره اوقاف) پلاك 16 مراجعه و ثبت نام نمايند.

·       جهت اطلاع بيشتر مي توانيد به آدرس الكترونيكي www.andishe-sepid.blogfa.com  مراجعه نماييد.

آدرس : گناباد – خيابان شهيد شوريده – شوريده 10 پلاك 16 مؤسسه فرهنگي ادبي تكمنظوره حاميان شعر گناباد

 09357731527- تلفن 7221633

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 22:16  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 
یکی از مدیران دولت نهم 4 سال قبل در ماه های اول حضورش در گناباد گفته بود اگر اداره ارشاد را تعطیل کنند و سالنش را خواروبار فروشی کنند نفعش برای مردم بیشتر خواهد بود. این سخن نقدی بر عملکرد ارشاد در دولت اصلاحات بود که نشان از تحولات اساسی در آینده قریب می داد. چهار سال گذشت و هنوز رونق خواروبار فروشی ها بیشتر است به نظر می رسد آن تحول به امسال انتقال یافته است. دیشب همزمان با جلسه تودیع و معارفه مدیران ارشاد اسلامی سخنرانان از رسیدن تحول در حوزه فرهنگ ابراز خوشحالی کردند . تحولی که وزیر جدید دولت دهم آن را اولین بار مطرح کرد و خواستار اجرای آن در سراسر کشور شده بود اداره ارشاد همیشه از ادارات پرحاشیه بوده است. همانطور که رییس جدید هم گفت اداره ای که در چهارچوب ساختمان هایش محصور نیست و مخاطبش همه شهروندان هستند. از اولین روزهای شروع به کار دکتر مهدیزاده صحبت از تغییر در این اداره بود. مدیریت مجید دانا ، مالک اشرفی و مهدی علی اکبری با صحبت های درگوشی و حاشیه های نامعلوم منتفی شد و خبر رسید دکتر در تهران پیگیری استخدامی شهاب الدین پرویش است. در مراسم دیشب آقایان عبدالهی، مهدیزاده، رمضانی، صادقی نسب، صفایی و پرویش صحبت کردند. مهندس جواد عبدالهی گزارش کوتاهی از دوران مدیریش داد: مجتمع فرهنگی که اکنون در حال ساخت است. احداث کتابخانه های یونسی، باغسیا و بیلند،بازسازی سینماشهر با هزینه ای بالغ بر 600 میلیون تومان،برگزاری تمام جشنواره های فرهنگی هنری، فعالیت 35 کانون فرهنگی هنری تا پایان برنامه،صدور مجوز 3 نشریه و ارسال پرونده 7 نشریه به استان. وی درپایان هم از همه حلالیت خواست و از لیست بلند بالایی تشکر کرد. دکتر مهدیزاده که دقایقی قبل از مشهد رسیده بود و پس از صحبت هایش دوباره راهی مشهد شد تا به پرواز تهران برسد مختصری از وضعیت فرهنگ در کشور گفت و اظهار داشت: انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده است ولی متاسفانه بسیار کم کار کرده ایم. من در سفرهایم به کشورهای فقیری مانند موریتانی هم رفته ام و دیده ام چگونه با آن وضعیت به فرزندانشان فرهنگ قرآنی می آموزند تا مفاهیم بلند اسلام فراموش نشود. آقای حسینی وزیر محترم ارشاد که به گناباد هم آمده اند تاکید داشتند که باید تغییرات اساسی در این حوزه روی دهد. وی به مصاحبه اش با پایگاه خبری شهرستان اشاره کرد و گفت: قبل از نمایندگی گروهی از جوان ها امدند خانه ما و من گزارش عملکرد خود را برایشان گفتم. یکی از آنها پرسید در مدت 16 نمایندگی کجای کارتان بیشتر دچار مشکل بود و من گفتم کمبود کار فرهنگی بزرگترین ایراد مابود. حقیقتا ضعف در این قسمت بسیار است که همه با هم باید کار کنیم و برای شهرستان دل بسوزانیم. ما گذشته فرهنگی درخشان داشته ایم اکنون هم چهره های برجسته ای داریم کوتاهی دیگر از هیچکس پذیرفته نیست. من از زحمات آقای عبدالهی انصافا قدردانی می کنم و به آقای پرویش می گویم بارسنگینی بر دوش دارند. آقای رمضانی معاون مدیرکل استان سخنران بعدی بود که با تبریک هفته دفاع مقدس و شرح کوتاهی از آن روزگار درباره جشنواره رضوی هم گفت: هفتمین دوره جشنواره با حضور 20 کشور دنیای اسلام و فعالیت همه استان های کشور برگزار خواهد شد. پس از سخنان کوتاه امام جمعه و فرماندار شهرستان مدیر جدید پشت تریبون رفت تا مختصری از برنامه هایش بگوید. شهاب الدین پرویش اظهار داشت: یک مدیر خوب باید از گذشته کارش آشنایی کامل پیدا کند و چشم اندازی هم به آینده داشته باشد. وی با محور دانستن فرهنگ شهادت در فرهنگ اسلامی ایرانی مهمترین برنامه هایش را برشمرد. توجه به تشکل محوری ، برگزار همایش های تخصصی با حضور مدیران و نخبگان استانی و کشوری،اهمیت بیشتر به شورای فرهنگ عمومی با تشکیل کارگروه های تخصصی به منظور کارشناسی شدن برنامه ها و همچنین تقویت موسسات موجود و فعال شهرستان خلاصه ای از اهم برنامه ها بود. پرویش اذعان داشت: شاهکلید موفقیت ما احترام به هنرمندان است و من از همه نخبگان و هنرمندان می خواهم ما را در این راه کمک کنند تا با پایبندی به قوانین و مقررات به اهداف خود برسیم. در پایان با خواندن حکم آقای پرویش توسط آقای عصاریان معاون امور شهرستان ها اداره کل خراسان رضوی از زحمات آقای عبدالهی تقدیر شد و هدایایی از سوی فرمانداری، امام جمعه و کارمندان اداره تقدیم ایشان شد
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 22:39  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

.

زندگی نامه استاد شهـریار

بیست و هفتم شهریور ماه بدین سبب روزشعر و ادب فارسی نامیده شده که مصادف است با سالروزدر گذشت استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص و مشهور به شهریار . شاید شهریار را بتوان آخرین شاعر غزل سرای چیره دست در ادب فارسی نامید چرا که پس از او دیگر قالب غزل ، شاعر بزرگی به خود ندیده و علاوه بر این رفته رفته غزل جای خود را به شعر سپید و نیمایی سپرده و خود به شعرای سلف پیوسته است. شهریار شاعر شوریده ای است که همچون بسیاری از اسلاف خویش از عشق زمینی و مجازی ، به عشق آسمانی و حقیقی دست یافت و این عشق سبب شد تا گوهر وجودش در کوره سختی ها بگدازد و بر عیار آن افزوده گردد.

استاد شهریار در شهریور ماه ۱۲۸۶ هجری شمسی (۱۳۲۵ هجری قمری ) در بازارچه میرزا نصراله تبریز واقع درچای کنار چشم به جهان گشود . دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدر بابا مولود آن خاطرات است. پـدرش حاجی میرآقا خشگـنابی ، از سادات خشگـناب (روستایی در نزدیک یقره چـمن) و از وکـلای مبرز دادگـستـری تـبـریز و مردی فاضل و خوش محاوره و از خوشنویسان دوره خود و با ایمان و کریم الطبع بود. درسال ۱۳۳۱ (هـ . ق) پدر ، سید محمد حسین را جهت ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او در نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نمود و در سال ۱۳۳۲ (هـ . ق) جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد شد و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی پرداخت و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نکرد که بعدها این تجربه در کتابت قرآن ، ثمر داد . در سیزده سالگی ( سال ۱۲۹۹) اشعار شهریار با تخلص “بهجت” در مجله ادب به چاپ رسید . در بهمن ماه همان سال برای اولین باربه تهران مسافرت کرده و در سال ۱۳۰۰ به واسطه لقمان الملک جراح دردارالفنون به تحصیل پرداخت . شهریار در تهران تخلص خود را پس از دو رکعت نماز و تفال به غزل حافظ به شهریار تغییر داد که باهمان تخلص نیز به شهرت رسید. تغییر تخلص شعری استاد شهریار را دوست ایشان آقای زاهدی چنین تعریف می کند : ” شهـریار نامش سید محـمـد حسین بهـجـت تـبـریـزی است. در اوایل شاعـری ” بهـجـت ” تخـلص می کرد و بعـداً دوباره با فال حافظ تخـلص خواست که دو بـیت زیر شاهـد از دیوان حافظ آمد و خواجه تخـلص او را ” شهـریار” تعـیـیـن کرد:
که چرخ سکه دولت به نام شهـریاران زد
روم به شهـر خود و شهـریار خود باش
شهریار در کنار سرودن شعر و تحصیل در دارالفنون به فراگیری موسیقی و علوم دینی نیز اشتغال داشت . وی از بدو ورود به تهران بااستاد ابوالحسن صبا آشنا شد و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا گرفت ، و همزمان در مسجد سپه سالار و د رحوزه درس شهید سید حسن مدرس به ادامه تحصیل علوم دینی پرداخت. در سال ۱۳۰۳ با ورود به مدرسه طب ، زندگی شورانگیز و پرفراز و نشیب او آغاز شد . در این سال ها بود که شهریار دل در گرو عشقی نهاد که اگرچه فرجامی نداشت ولی وی را به عشقی والاتر و پرشکوه تر رهنمون شد اوکه تا کـلاس آخر مـدرسهً طب تحـصیل کرده و در چـند مریضخانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذرانده بود ، د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیشامدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شده است و با وجود مجاهـدت هـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، معـهـذا شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود. چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و از سال ۱۳۱۵ در بانک کـشاورزی تهـران شروع به کار کرد. اصولاً شرح حال و خاطرات زندگی شهـریار در خلال اشعـارش خوانده می شود و هـر نوع تـفسیر و تعـبـیـری کـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگی او نزدیک است و حقـیـقـتاً حیف است که آن خاطرات از پـرده رؤیا و افسانه خارج شود. گو اینکه اگـر شأن نزول و عـلت پـیـدایش هـر یک از اشعـار شهـریار نوشـته شود در نظر خیلی از مردم ارزش هـر قـطعـه شاید ده برابر بالا برود، ولی با وجود این دلالت شعـر را نـباید محـدود کرد. شهـریار یک عشق اولی آتـشین دارد که خود آن را عشق مجاز نامیده. در این کوره است که شهـریار گـداخـته و تصـفیه می شود. غالـب غـزل هـای سوزناک او، که به ذائـقـه عـمـوم خوش آیـنـد است، یادگـار این دوره است. این عـشـق مـجاز اسـت کـه در قـصـیـده ( زفاف شاعر) کـه شب عـروسی معـشوقه هـم هـست، با یک قوس صعـودی اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفانی و الهـی تـبدیل می شود. ولی به قـول خودش مـدتی این عـشق مجاز به حال سکـرات بوده و حسن طبـیـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولی برای او تجـلی کرده و شهـریار هـم با زبان اولی با او صحـبت کرده است.

مطالعه برخی از سرود های معروف استاد شهریار نظیر آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ ـ مرگ صبا ـ تو بمان و دگرانمناجات (علی ای همای رحمت) و چندین بیت برگزیده از دیوان اشعار استاد که در ادامه مطلب آمده است را به شما توصیه می کنم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 8:43  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

جلسه هفتگي حاميان شعر گناباد دوشنبه 23 شهريور در مورد شاعر تواناي كشورمان استاد شهريار و همچنين گراميداشت روز شعر و ادب فارسي برگزار گرديد.

در اين نشست فرهنگي ادبي كه با حضور حداكثزي شاعران جوان شهرستان برگزار گرديد ابتدا آقاي علي اميري (باران گنابادي) .دبير برگزاري جلسات هفتگي حاميان شعر گناباد در مورد شخصيت ويژگي ها و آثار استاد سيد محمد حسين شهريار تبريزي ايراد سخن كرد و گفت شهرت استاد شهريار بي سابقه است و هر كجا قطعه شعري از ايشان رفته مورد توجه عده خاصي از علاقمندان قرار گرفته است.

عباس روحي فر نيز از اعضاء حاضر در اين جلسه با ارائه مقاله اي در مورد شهريار گفت: شخصيت شهريار در آثار او نمايان است و ايشان در اكثر قالب هاي شعر فارسي تبحر خاصي داشتند و غزل هاي معروفي از جمله غزل علي اي هماي رحمت (ع) و همچنين قصايد معروفي از ايشان به يادگار مانده است.

وي ادامه داد: شرح حال و خاطرات زندگي شهـريار در خلال اشعـارش خوانده مي شود و هـر نوع تـفسير و تعـبـيـري كـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگي او نزديك است و حيف است كه آن خاطرات از پـرده رؤيا و افسانه خارج شود.
خيلي از خاطرات تـلخ و شيرين شهـريار از كودكي تا امروز در هـذيان دل، حيدر بابا، موميايي و افسانهً شب به نـظر مي رسد و با مطالعـه آنهـا خاطرات مزبور مشاهـده مي شود. شهـريار روشن بـين است و از اول زندگي به وسيله رويأ هـدايت مي شده است. عـلاقـه به آب و خـاك وطن را شهـريار در غـزل عيد خون و قصايد مهـمان شهـريور، آذربايـجان، شـيون شهـريور و بالاخره مثـنوي تخـت جـمشـيد به زبان شعـر بـيان كرده است. الـبـته با مطالعه اين آثـار به مـيزان وطن پـرستي و ايمان عـميـقـي كه شهـريار به آب و خاك ايران و آرزوي تـرقـي و تـعـالي آن دارد پـي بـرده مي شود. 

در اين جلسه آقاي علي اميري (باران گنابادي) از همه شاعران خواست تا در جهت ارتقاء سطح دانش و بينش عمومي خود تلاس كنند و جلسه با قرائت اشعاري ار شاعر جوان آقاسي روحبخش به پايان رسيد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 8:24  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 
اگر تمایل به عضویت در موسسه فرهنگی ادبی حامیان شعر گناباد دارید مشخصات خود را از قبیل نام و نام خانوادگی - نام پدر - تاریخ تولد - میزان تحصیلات را به همراه آدرس و شماره تلفن را در قسمت نظر بدهید ذکر نمایید. تا در اسرع وقت با شما تماس گرفته شود./

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 1:34  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 
نظر به ماده ۸ آیین نامه ثبت موسسات غیر تجاری موسسه فوق الذکر که در تاریخ ۳/۴/۸۸ تحت شماره ۷۷ و شناسه ملی ۱۰۸۶۱۰۹۰۱۷۱ در این اداره به ثبت رسیده که خلاصه مفاد اساسنامه و تقاضانامه آن جهت اطلاع عموم آگهی شد. ش ۹۱۱۱۳۶۶۶۶۱

روزنامه رسمی کشور۳۱/۵/۸۸

کفیل ثبت اسناد و املاک گناباد

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 23:20  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 
 باران گنابادی :

بزرگداشت روز استاد شهریار و روز ملی شعر و ادب فارسی توسط موسسه فرهنگی ادبی حامیان شعر گناباد روز دوشنبه۲۳/۶/۸۸ ساعت ۲۱ در محل طبقه فوقانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گناباد برگزار می گردد علاقمندان می توانند در این مراسم شرکت نمایند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 23:13  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

در آستانه راه اندازي و تأسيس مؤسسه فرهنگي ادبي حاميان شعر گناباد به عنوان يكي از مجريان رسمي نشست هاي فرهنگي ادبي با موضوع شعر، علي اميري (باران گنابادي) مدير عامل  و دبير جلسات نقد و بررسي شعر و داستان در بين جمع كثيري  از شاعران، نويسندگان و اعضاء اين مؤسسه گفت : هدف از تأسيس و راه اندازي اين مركز فرهنگي تلاش در جهت جذب استعدادهاي بالقوه جوانان و نوجوانان شهرستان و حركت در جهت پيشرفت و اعتلاي فرهنگ ايراني و اسلامي است.

وي در بين خبرنگاران خراسان و سايت خبري، تحليلي گناباد نيوز گفت: عوامل و مشكلات متعدد و فراواني در سال هاي گذشته باعث عدم پيشرفت برخي از شاعران شهرستان و فاصله گرفتن شعر برخي از اين عزيزان از معيارها، ويژگي ها، و فضاهاي شعر امروز گرديده است.

وي معتقد است: عدم برگزاري جشنواره هاي شعر در موضوع عاي مختلف و در مراحل كشوري، استاني و شهرستاني – عدم حضور و دعوت از پيشكسوتان و بزرگان عرصه فرهنگ و ادب در شهرستان – عدم برگزاري مراسمات بزرگداشت و يا نكوداشت از خدمتگذاران فرهنگي ادبي – برگزار نكردن جلسات نقد كتاب و دعوت از منتقدين شعر و داستان از مركز استان و يا كشور و حتي عدم حضور برخي از مسئولين فرهنگي در بين شاعران و نويسندگان جوان به همراه دهها علت ديگر باعث بي اهميت شكل گرفتن و بي توجهي نسل جوان و برخي از استعدادهاي جوان و علاقمند شهرستان و حتي سركوبي استعداد ها در زمينه شعر و داستان آنها شده است.

وي ادامه داد : اختتاميه جشنواره شعر رضوي در مرحله استاني آن تا كنون در برخي از شهرستان هاي استان برگزار گرديده كه شاعران و علاقمندان گنابادي نيز توقع دارند نه به خاطر سوابق فرهنگي و تاريخي شهرستان، بلكه  به خاطر حضور مرقد مطهر امامزاده سلطان محمد عابد (ع)، برادر بزرگوار امام رضا (ع) در شهر كاخك اين شهرستان، در آينده اين مراسم هم در گناباد برگزار گردد كه خود باعث خواهد گرديد هم عموم مردم بويژه شاعران و ادب دوستان از فضايل، كرامات حضرت رضا (ع) در قالب شعر بهرمند شوند و هم حضور شاعران فرهيخته و ممتاز استان در شهرستان الگويي براي جوانان و انگيزه اي براي تلاش و مطالعه بيشتر در اين زمينه قرار گيرند.

ايشان افزود : البته اقداماتي توسط مؤسسه فرهنگي ادبي حاميان شعر گناباد (انجمن ادبي انديشه سپيد سابق )، به منظور ايجاد تشويق و انگيزه براي مطالعه و تلاش بيشتر صورت پذيرفته است كه به عنوان نمونه گرداوري و چاپ برخي از كتاب هاي شعر معاصر گناباد را مي توان نام برد.

علي اميري شاعر معاصر در پايان گفت : سال هاست كه به صورت حرفه اي شعر مي نويسم و افتخارات زيادي را نيز در اين زمينه كسب نموده ام كه از ذكر آنها مي گذرم. دبير برگزاري و مسئول ستاد برگزاري جشنوارها ي مختلف شعر نيز بوده ام و به عنوان كسي كه بيشترين و بهترين لحظه هاي عمر خود را صرف برگزاري برنامه ها و كارهاي فرهنگي مخصوصا در زمينه  شعر كرده است، بوجود آمدن همه اين مشكلات را عدم نظارت و عدم حضورمسئولين فرهنگي استان از جمله اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي مي دانم. كانون هنر مندان در شهرستان گناباد چند سالي است كه تعطيل و غير فعال است و انجمن هاي مادر وابسته به اين كانون بعضي ها تعطيل و بعضي ها وضعيت نابساماني دارند من بارها به سرپرست وقت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي يادآوري نموده ام كه امام جمعه محترم شهرسنان، فرماندار محترم و حتي معاونت محترم فرهنگي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز از اين جريانات مطلع هستند و هيچ گونه پيگيري تاكنون صورت نپذيرفته است. مسئولين فرهنگي مركز استان بيشتر توجهشان به مشهد است. يادم نمي رود كه بارها جهت حضور برخي از شاعران و  پيشكسوتان شعر مشهد در شب شعرها با شوراي شعر و معاونت فرهنگي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي كه از دوستان بنده هستند تماس هاي مكرري داشتم كه هيچ كدام از اين عزيزان حاضر به دادن وسيله اياب و ذهاب به شهرستان نشده اند و جهت بسياري از مسائل از جمله تقاضاي افراد جهت اخذ مجوز در هر زمينه اي اگر پيگري خود فرد متقاضي صورت نپذيرد پرونده درسير امراحل اداري مدتها باقي مي ماند. و چه خوب است كه حداقل سالي يك بار هنرمندان شهرستاني چهره محبوب و پر تلاش مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان را در بين خود جهت ارائه مشكلات فرهنگي ببينند. و البته وقوع و ايجاد همه اين خواسته ها در شهرستان نياز به پيگيري هاي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي و حمايت هاي فرمانداري محترم شهرستان نيز مي باشد. و اميدواريم مؤسسه فرهنگي ادبي حاميان شعر گناباد كه با هدف رفع همين مشكلات توسط برخي از شاعران برجسته،  با استعداد و علاقمند شهرستان گناباد تأسيس و راه اندازي شده است با حمايت هاي ويژه مسئولين محترم بتواند در جهت اعتلاي فرهنگ و ادب ايراني و اسلامي گام هاي مؤثري بردارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 22:54  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

جلسه نقد و بررسی موسسه حامیان شعرساعت ۳۰/۱۸روزهای دوشنبه در طبقه فوقانی اداره قرهنگ و ارشاد اسلامی گناباد برگزار می گردد.

شرکت برای عموم علاقمندان آزاد است

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 20:39  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 
اولين جلسه مؤسسه فرهنگي ادبي حامیان شعر گناباد( انديشه سپيد سابق) روز سه شنبه ۱۶/۷ /۸۷ ساعت ۳۰/۱۷ با حضور جمعي از شاعران و نويسنگان جوان در محل كانون هنرمندان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان گناباد برگزار گرديد.

در اين جلسه ابتدا آقاي علي اميري مدير عامل اين مؤسسه در مورد اهداف و برنامه هاي آينده مؤسسه به سخنراني پرداخت و بعد از آن اعضاء حاضر در جلسه متشكل از هيئت مديره نظرات خود را در مورد برنامه هاي مؤسسه ايراد نمودند و با راي و نظر كليه اعضاء مقرر گرديد كه:

۱- جلسات نقد و بررسي انجمن ادبي حامیان شعر گناباد روزهاي دوشنبه هر هفته ساعت ۳۰/۱۷ برگزار گردد. و سركار خانوم فريبا قاضي زاده به عنوان مسئول جلسات انتخاب گرديد.

۲- مقرر گرديد نشريه داخلي به صورت گاهنامه هر چند وقت يكبار توسط مؤسسه منتشر يابد كه كليه فعاليتهاي انجمن و مؤسسه و اشعار و مقالات برگزيده  اطلاع رساني شود. كه خانم بهجت داوودي به عنوان سردبير اين نشريه انتخاب شد و مقرر گرديد كه در طي جلسات آينده  انجمن هيئت تحريره خود را انتخاب  و معرفي نمايند.

۳- پيشنهاد داده شد كه در آينده نزديك از شاعران پيشكسوت انجمن كه عضو مؤسسه نيز هستند تجليل به عمل آيد. 

(ادامه مطالب و صورتجلسه به هفته آينده موكول گرديد).

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:41  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

 

به بيگانگي پريانِ دريايي

دوباره سرازير خواهم شد

 به ثانيه هاي سوم مختوم

پرواز كن

با خنگ، ابلق، تيپاخورده،

از خلسه هاي صبح مي پرس اَم

به سرايه هاي ته ليوان ام رسيد

گوش كن

به رياضت كلامات مي روي اَم

مانند زني كولي در نابودي صدايش

در هايوهوي انسان بودنمان،

اين سفره ماهي ها از آن ما!؟

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 0:29  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

 هادي حيدري

  تو را ابراز خواهم كرد

وقتي كه بهانه هايت موج مي گيرد

و خورشيد در پاي عشق تو

عرق مي زند

 تو را ابراز خواهم كرد

همچون ستاره

نَفَسِ مهاجر مي گيرد

صداي مهيب

 زداينده عقل توست

از مرواريد چشمانت خواهد چكيد

*********

 

با من بگو

كه انسان چگونه تو را بَرده خود كرد

و زيبايي را در چشمان برفي تو

محو كرد

و صبوري چشمان خسته تو

كه دَم كرده بود

 زير پلك دلبستگي‌ها

روزي كه نيازش ارضاء شده بود

و تو را كسي نبود كه همدري كند

                     در سوزش

                               سياهي

                                          سكوت

  

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 23:28  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

احسان لشكري

 

احسان لشكري از اعضاء مؤسسه فرهنگي ادبي انديشه سپيد گناباد و از شاعران جوان خراسان مي باشد غزل هاي وطني و عاشقانه او از ترنم خاصي برخوردار است اشعار زيز از اين شاعر جوان مي باشد.

 

 

خبری از تو ندارم که مرا شاد کند

نفسی در دل ما جوشش و فریاد کند

مانده ام در قفس و نیست کسی حتا که :

« قفسم برده به باغی و دلم شاد کند »

و تو رفتی و مرا دیده فلک پر خون کرد

چه عجب خسرو اگر ظلم به فرهاد کند

از پس رفتنت اما به کسی دست نداد

که مرا باز بیاید زنو بنیاد کند

خبری نیست . . . مرا حادثه ی عشق تو کشت

مرده از دست که باید طلب داد کند ؟

اتفاقی است که افتاده خدا باید حال ،

نظر مرحمتی برآن چه افتاد کند

آتشی افکند و زندگی ام را سوزد

یا دل سنگ تو را از قفس آزاد کند

 

       * * *

حیف آن شعبده بازی که به تردستی رفت

نتوانست مرا دوست قلمداد کند

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:32  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

احسان لشكري

 

 

این چه غم هست که رو کرد به سوی من و تو

وین چه باد است که بگدذشت به کوی من و تو

این چه حکم است که تقدیر رقم زد زعناد

وین چه خال است که افتاد به روی من و تو

هان که فرمود که باید ز فراق عاشق کشت

وآن که بربود در این بادیه گوی من و تو

در قماری که بدش شرط وسط هستی ما

داور غم نظری کرد به سوی من و تو

دوش پیمانه و صهبا و تو بودی و غزل

باد هجران بشکست آه ، سبوی من و تو

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:15  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

احسان لشكري

 

نیست یکدم که خیالم به تو مهمان نشود

به در از خانه نیفتاده وحیران نشود

نیست داغت که شرر بر همه عالم نزند

یک نفس راهزن قافله ی جان نشود

نیست گیسوی سیاهت به سراسیمه ی اشک

در هجون نفس صبح پریشان نشود

نیست تا چشم خمارت نکند عشوه و ناز

با دلم دست دمی او به گریبان نشود

دل بیمار و سیاهش همه دارد ره کفر

وآن که بیرون رود از دین مسلمان نشود

من مگر چشم بدارم پس از این بر نظرت

ورنه بیماری چشمان تو درمان نشود

خم خرگاه خمارش به نظرگاه خیال

دل محال است کزو بی سر و سامان نشود

یاد شیرین وصالت به سراپرده ی خواب

کبک مستی است که پیوسته خرامان نشود

هر وجب خاک رهت هست مرا سرمه ی چشم

که بدان قدر و بها ملک سلیمان نشود

دولت آن است که عشاق به کف می دارند

ورنه این تاج و نگین دولت و دیوان نشود

خرقه پوشی و دم از عشق زدن بس عبث است

هر که خواند عربی قاری قرآن نشود

دست بردار ز اندرز من ای پاک سرشت

هیچ بیچاره تر از این دگر احسان نشود

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:14  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

 

محمد مهدويان (ماهيدشتي)

 

تورا من در زلال اشك هايم غسل خواهم داد

و در درياي سينه پرورش خواهم داد

همچون گهر

              -اي درد رويايي

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:14  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

 

طاهره ناصري مقدم

 

شايد دوباره عشق....

 

دست دلم يخ كرده، هايش كن نميرد

شايد دوباره عشق در او پا بگيرد

اين كهنه پاييزي درهم شكسته

بگذار در عمق وجودت جا بگيرد

دل بستنت كافيست تا يك بار ديگر

شعله به دامان سياوشها بگيرد

مديون چشمان مني باشد حلالت

سهم من از چشم تو را دنيا بگيرد

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:13  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

خسرو نوربخش

 



من دچار لاله ام با من بهاري باش و بس
بي قراري بي قراري بي قراري باش و بس
قرمزم خون دلم خون دلم در شيشه ها
شيشه هايم را تماشا كن اناري باش و بس
پرده هاي چهچهم بي پرده چهچه مي زنم
چهچهي با ما موافق شو قناري باش و بس
از چكاچاك از چكاچاك از چكاچاك دودم
سرخ شو ناسورتر شو زخم كاري باش و بس
از تپيدن هاي ماهي خوي دريا را بگير
موج شو مواج شو در خويش جاري باش و بس
داغ خواهد شد سلامت داغ خواهد شد سلام
اي خليل الله در آتش سواري باش و بس
شير شو تا هر چه عقرب عقرب تا هر چه كج
سرمه شو تا هر چه آهو شو فراري باش و بس
تازه شو تاراج ها را تازه شو تاراج شو
هر نفس تاراج شو اما قماري باش و بس

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:12  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

خسرو نوربخش

 

 

 

چه رگی ! وَه چه رگی ! به چه رگی! خنجر کو؟

تیغ لا مذهب صیقل زده ی کافر کو؟

زهره ای کو که از آن مستِ فراوان پرسم،

آن فراوانِ فراوانِ فراوانتر   کو؟

اربعین طی شد و خم بالغ و می بالغ تر

آن تلو در تلوآن کژمژِ بی لنگر کو؟

باغ، بار آور و انگور، مداوم بالغ

فرصت زاویه و چلّه ی شهریور کو؟

ماه در نیل تماشای تو هر شق می خورد

این همه معجزه ، پس حضرت پیغمبر کو؟

آسمان مال تو ای پرپری بالا بال

آسمان کو همه ی بال تو کو، پر پر کو؟

رقص از حوصله ی پیرهنم بیرون زد

آن دم ِ دم دم ِ  دم دم دم ِ دم دم تر کو؟

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:11  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

 مجتبي قاسمي

 

ترس

 

 

از هزيانم برخاسته اَم

چون ماهي در تُنگ اقيانوس

مرا از سايه اَم بپرس كه سال ها در آن

حل شده اي

و ترس را با من نشانه مي روي

كلمات لابلاي دندانهايم

مي اُفتد

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:11  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

 

زهرا صفري

 

بيا پرواز كنيم

بر اشتراك آبي كودكي

آه با آن دنياي مشترك

چه معصومانه من و تو ما مي شويم

بيا تا دست در دست عظيم آفتاب

همان آفتاب طلايي كودكي

لغزان بر گيسوان شب

استوار بر شانه هاي تو

در عطر كوچه هايي رها شويم

كه به پس كوچه هاي مهرباني مي پيوندند

و پرواز را دريابيم

كه در بن بست تنهايي مي ميرند

و ناممان را به تنهايي بسپاريم

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:10  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

حميد زماني

 

به سمت زبان مي روم

مبهوت حقيقت مي شوم

كه جهان خانه دوم توست

خانه تو، اين متن است

دوست فقط كلمه اي از كلمات است

آرامش صورتي از همهمه است

اگر بنويسم

مي توانم دريا داشته باشم

مي توانم تجسم روشني

باشم

فقط در زبان

اگر بنويسي

كلامت

رخنه‌اي ‌است در زبان

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:9  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

مهدي رمضاني

مثل پروانه به شبهاي خود برگردم

 

قسمت اين بود كه من چشم بر اين در باشم       

در صف عشق تو بعد از همه اخر باشم

زير انگشت غزل روي ورقهاي سپيد

طرح بي پاسخ يك زخم مكرر باشم

تو به پرواز در اييي ومن از پشت قفس

محو در حسرت پرواز كبوتر باشم

مثل پروانه به شبهاي خودم بر گردم

سهم يك فرصت ويراني ديگر باشم

سهم تكرار چرا عشق؟چرا بايد من

سهم تاريكي اين راه مدور باشم

خسته ام مثل پريشان در باد

تا به كي با نفس درد برابر باشم

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:8  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

 

محمد حسن داوديان

جاده بود و
             جاده و
                      جاده
جاده خود بي دست و پايي بود
جاده بد مي كرد
                  سد مي كرد
جاده گول بي حيايي بود
زيرش آورديم با ماشين
              جاده ي هموار
                                جاده ي پرچين
پيش مي رفتيم
تا نمايان گشت عشق آباد
قلعه ميخنديد
آسمان دلشاد
وه ، چه چشمان سياهي بود
ماهي بود
و تمام حيرت من از نگاهي بود
او دلم را برد و هرگز پس نخواهد داد
مي كشم فرياد
آي ، من عاشق ترين مردم
دوستش دارم
         خود نمي دانم
دست در دست كدامين مرد آيا مي گذارد
                                                  من؟


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:8  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 
                                       علي اميري (باران گنابادي)

وقتي در خاطرِ برهنه اَت سيب مي اُفتد

رهسپار كوچه ها مي شوم،

 از هيزم فروش

شعله آتش،

موهايي بلند

               از خزه هاي اقيانوس،

               تا فراموش نشويم، گُم،

                                      اصلَن

 

در گودي كوچه اي چالَم

در چشمانت اقيانوس باشم

فانوس غارها

تا نسيم بر لبانم بِچَرد

                     آن جا

                            هَر چَند

 

بر ديوار كوچه هاي دلتَنگ

سياه كشيده اَم

                      كمان

                              كشيده اَم

                   هوا را

بيا و

      بِخَند

 

بر اين كوچه ها تو را

عبور مي كنم

 درختي كه از من پايين اُفتاد

به سَر انگشتانم نيز

                                 قَطعن

         

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 15:30  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

علي اميري (باران گنابادي)

  

نه آسمان، نه دريا،

آبي لحظه هايم نمي شوند

آبي لحظه هايم، دستان شرور توست

 

 نه آسمان

نه دريا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 15:22  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

هادي حيدري

 

 

تو را ابراز خواهم كرد

وقتي كه بهانه هايت موج مي گيرد

و خورشيد در پاي عشق تو

عرق مي زند

 

تو را ابراز خواهم كرد

همچون ستاره

نَفَسِ مهاجر مي گيرد

صداي مهيب

 زداينده عقل توست

از مرواريد چشمانت خواهد چكيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 15:19  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

زهرا جعفري

من تو را مي فهمم كودك همسايه

زخمهايت را

                 بر بدن حس مي كنم

 

من و تو همدرديم

           از براي دردهامان زرديم

آن طرف نامردها، به بهانه واهي

مي روند تا سر بِبُرند كودكي ديگر

تا كه بر هم بزنند محفل گرمي را

چكمه بيگانه

روي خاك وطن اَت

انداخته است بر بام سرايت سايه

من تو را مي فهمم

                         كودك همسايه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 15:13  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

امين تقوي

 

 

 

موسیقی غمگینی هستم
در برزخ نت ها و هجا ها
که می اندیشم...
و می اندیشم
به سکوت پیش از فریاد
کی ها و کجا ها
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 15:9  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 

مهدي آخرتي

 

 

 

زمين گير

 

چقدر آسان بود زمين گير شدن

وقتي نردبان ها از بامها كوتاه تر بود

كدام بهار؟ كدام باغ؟

تمام گلها بوي كفش گرفتند

در رگهايمان سكون جاريست

من قلكهايم را از اشك پر كردم

چون مي دانستم كه ايستگاهي نيست و ...

يك قمارباز بايد بداند چگونه ببازد تا به بازيش بگيرند

بگذريم

وقتي كه مردم مرا در آسمان خاك كنيد

تا بدانند از زمين گير شدن بيزار بوده ام

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 15:8  توسط باران گنابادی - محمد جواد نصیری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
عشق دریاست
پیش از آنکه ماهیان در آن شنا کنند
(باران گنابادی)

به نام خدا
ديار ادب خيز خراسان به عنوان خاستگاه زبان فارسي همواره بر قله اي سرافراز ايران درخشيده است.
بنابراين با توجه به ارادتي كه از سوي جوانان روشنفكر اين سرزمين به شعر و شاعري وجود دارد، كه اين خود نشانه اصالت، و تداوم تاريخي قوم ايراني است، موسسه فرهنگي ادبي حامیان شعر گناباد (اندیشه سپید سابق) با اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأسيس و راه اندازی گرديد و نهالي كاشته شد كه بالنده خواهد ماند.
آدميان مي روند ولي خاك و تاريخ مي ماند و هر نسل وظيفه دار ارائه كارهاي نسل ديگر است.




چند نکته:
1- شاعران جوان گنابادی، اگر مایلید اشعارتان در این بلاگ منتشر شود می توانید با شماره 09357731527اعلی امیری (باران گنابادی) تماس بگیرید.
2 - از بازدید کنندگاه تقاضامندیم لطفاً نظرات خود را ذکر کنند.
3- شاعران جوان می توانند بدون شرط سنی درجلسات نقد و بررسی شعر این انجمن شرکت کنند و جهت برگزاری و ثبت نام به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گناباد مراجعه نمایند.
4- جلسات با حضور علاقه مندان آقا و خانم برگزار ميشود و هيچ گونه محدوديتي براي اعضا و شركت كنندگان نيست.
5- اشعاري كه در بلاگ منتشر شده است از شاعران عضو موسسه فرهنگی ادبی حامیان شعر گناباد است و مورد تاييد اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي گناباد مي باشند.

پیوندهای روزانه
شعر امروز خراسان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
آرشیو موضوعی
شعر سپید
غزل
اشعار دیگر
اطلاعیه
صورت جلسات مؤسسه
در باره ی گناباد
جلسه ی شب شعر
پیوندها
باران گنابادي شاعر لطظه ها
انجمن ادبی محمد پروین گنابادی
پایگاه خبری شهرستان گناباد
گالری عکس شهرستان گناباد
انجمن ادبی شهرستان گناوه
انجمن شعر و داستان رودسر
در کوچه های شعر گناباد
شعر شاعران بجنورد
شعر جوان خراسان
شعر امروز خراسان
انجمن ادبی امید
شعر ملایر
انجمن اينترنتي شعر باران فداغ
طنز ِ طنز
666
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

object>>
"> irLearn.com"> span> p>